32 هفته و 1روز
سلام پسر قشنگم خوبی قند عسلم؟ امروز وارد هفته 33 شدیم و روز به روز به روز اومندت نزدیک میشیم الان ساعت16:55دقیقه است.بابایی نیم ساعت پیش با دوستاش رفت شمال منو پسرم یه بار دیگه تنها شدیدم چاره ای نیست پسرم.بابایی که گناهی نکرده دلش میخواست با دوستاش بره سفر ماهم چیزی نگفتیم انشالله بهشون خوش بگذره و صحیح و سالم برگرده پیشمون این دفعه به خودم قول دادم که گریه نکنم ولی نشد...یعنی نتونستم هرچی سعی کردم بابا که رفت به زور اشکامو تو چشمام نگه داشته بودم.چند ددقیقه ای رفتیم پایین و زود اومدم بالا. جای خالی بابا اشکمو جاری کرد... دعا کن بابا صحیح و سالم برگرده پیشمون پسرم. هفته ی پیش یادم نیست که چطوری گذ...





